تهران، اقدسیه، خیابان موحد دانش، نبش خیابان نیلوفر، ساختمان پزشکان صاحبقرانیه، طبقه 5، واحد 505
سندرم آشر یکی از شایعترین علل ژنتیکی بروز همزمان آسیبهای شنوایی و بینایی در دنیاست. در این بیماری اختلال در عملکرد سلولهای مویی گوش داخلی همراه با رتینیت پیگمانتوزا بروز پیدا میکند. شناخت دقیق ویژگیهای بالینی به پزشک و خانواده بیمار کمک میکند تا مسیر توانبخشی را سریعتر آغاز نمایند. در این مقاله به بررسی تخصصی تفاوت تیپ های سندرم آشر با تمرکز بر میزان و الگوی افت شنوایی میپردازیم.
اختلال شنوایی ناشی از این سندروم ژنتیکی از بدو تولد یا در سنین بالاتر آغاز میشود. تفاوت در جهشهای ژنی باعث شده تا متخصصان ادیولوژی آن را به دستههای بالینی مجزایی تقسیمبندی کنند. والدین و درمانگران برای انتخاب بهترین راهکار درمانی نیاز به ارزیابیهای زودهنگام دارند. بررسی اودیومتری و تستهای غربالگری در بدو تولد مسیر تشخیصی را هموار میسازد. از همین رو، آگاهی از نحوه پیشرفت کمشنوایی در روند درمان اهمیت حیاتی دارد. همچنین اگر به دنبال اطلاعات جامعتری درباره مکانیسم این بیماری هستید، پیشنهاد میکنیم مقاله تخصصی ما پیرامون تاثیر سندرم آشر بر کم شنوایی را نیز مطالعه کنید.
این اختلال اتوزوم مغلوب با درگیری همزمان اعصاب حسی شنوایی و تعادلی در ساختار گوش داخلی شناخته میشود. آسیب به سلولهای گوش حلزونی باعث ایجاد افت شنوایی حسیعصبی (Sensorineural Hearing Loss) در فرد مبتلا میگردد. در کنار کاهش شنوایی، شبکوری و کاهش تدریجی میدان دید نیز به مرور ظاهر میشود. با توجه به تفاوت در ژنهای جهشیافته، تظاهرات بالینی در افراد مختلف متغیر است. درک تفاوت تیپ های سندرم آشر گام نخست در ترسیم نقشه راه درمان به شمار میآید.
ارزیابیهای دورهای سنجش شنوایی و پاسخهای ساقه مغز (ABR) ابزارهای پایهای برای تشخیص زودهنگام هستند. تشخیص بهنگام اختلال زمینه را برای بهرهگیری بهتر از ابزارهای کمکشنوایی فراهم میکند. اگر خانوادهها در همان ماههای ابتدایی متوجه تفاوتهای شنوایی شوند، رشد گفتار کودک حفظ میشود. در نبود مداخله سریع، مهارتهای ارتباطی و درک زبان به شدت دچار پسرفت خواهد شد. بنابراین پایش مداوم سیستم شنوایی نقشی تعیینکننده در سرنوشت تحصیلی و اجتماعی فرد دارد.
تیپ یک شدیدترین و بحرانیترین شکل این عارضه ژنتیکی در دوران نوزادی به شمار میرود. نوزادان مبتلا به این فرم، از همان لحظه تولد با کمشنوایی عمیق و دوطرفه متولد میشوند. این نوزادان به اصطلاح بالینی ناشنوای مادرزادی هستند و هیچ پاسخی به محرکهای صوتی نشان نمیدهند. عدم واکنش به صداهای بلند اتاق زایمان نخستین زنگ خطر برای ادیولوژیستها است. یکی از مهمترین مشخصهها در تفاوت تیپ های سندرم آشر همین شدت عمیق افت در تیپ ۱ است.
علاوه بر ناشنوایی مادرزادی، سیستم وستیبولار یا سیستم تعادلی گوش داخلی در این تیپ کاملاً ناکارآمد است. کودکان مبتلا به فرم ۱ معمولاً در سنین معمول موفق به نشستن یا راه رفتن مستقل نمیشوند. تاخیر حرکتی در کنار عدم دریافت سیگنالهای صوتی نیاز به اقدامات توانبخشی فشرده را دوچندان میکند. سمعکهای مرسوم معمولاً قادر به جبران این حجم از نقص شنوایی نیستند و تقویت کافی ایجاد نمیکنند. به همین دلیل مداخله تخصصی در این مرحله وارد فاز متفاوتی میشود.
برای نوزادانی که در این دسته قرار دارند، عمل کاشت حلزون (Cochlear Implant) بهترین تصمیم بالینی است. با توجه به عمق ناشنوایی، هر چه کاشت در سنین پایینتر انجام گیرد، نتایج گفتاری شگفتانگیزتر خواهد بود. این جراحی مسیر ارسال امواج صوتی را مستقیماً به سمت عصب شنوایی هدایت میکند. بدون جراحی، مهارتهای زبانی کودک به طور کامل وابسته به زبان اشاره خواهد ماند. توجه به این تفاوتها در انتخاب تکنولوژی کمکشنوایی کارایی را به اوج میرساند.
جلسات گفتاردرمانی و توانبخشی شنیداری پس از عمل کاشت حلزون، نقشی بنیادین در پیشرفت نوزاد ایفا میکند. خانواده بیمار باید صبورانه مراحل تطبیق پردازشگر صدا را همراه با شنواییشناس پشت سر بگذارند. کنترل همزمان سیستم دهلیزی و تمرینات کاردرمانی به تعادل فیزیکی کودک کمک شایانی خواهد نمود. هر چقدر زمان طلایی یادگیری زبان بهتر مدیریت شود، آینده بهتری در انتظار کودک خواهد بود. این اقدامات حمایتی اثرات مخرب آسیب همزمان بینایی را در آینده کمرنگ میسازد.

نوع دوم با ویژگیهای بالینی تعدیلشدهتری نسبت به نوع اول در کلینیکهای شنواییشناسی مشاهده میشود. کودکان در این تیپ با کمشنوایی متوسط تا شدید متولد میشوند اما ناشنوای مطلق نیستند. افت شنوایی اغلب دوطرفه، متقارن و با الگوی شیبدار در فرکانسهای بالا خود را نشان میدهد. نوزاد صداهای بم را بهتر میشنود اما در تمایز حروف با بسامد بالا دچار چالش است. درک تفاوت تیپ های سندرم آشر در این مرحله برای تنظیم پروتکل درمان اهمیت دارد.
برخلاف نوع ۱، سیستم تعادلی وستیبولار در مبتلایان به نوع ۲ کاملاً طبیعی عمل میکند. این کودکان مراحل تکامل حرکتی مانند نشستن، ایستادن و راه رفتن را در بازه طبیعی تجربه مینمایند. از آنجا که شنوایی باقیمانده وجود دارد، کودک معمولاً توانایی یادگیری گفتار کلامی را حفظ میکند. با این حال، بدون استفاده از ابزار تقویتی، رشد دامنه واژگان و تلفظ صحیح کلمات با کندی پیش میرود. پیگیری منظم ادیومتری تون خالص (PTA) وضعیت باقیمانده شنوایی را روشن میسازد.
در این بیماران، تجویز و تنظیم دقیق انواع سمعکهای دیجیتال و پیشرفته بهترین پاسخ بالینی را در پی دارد. سمعکها صداهای فرکانس بالا را تقویت کرده و وضوح گفتار را در محیطهای مختلف ارتقا میدهند. پایش مداوم منحنی شنوایی در این گروه مهم است، هرچند افت شنوایی معمولاً روندی پایدار و غیرپیشرونده دارد. حفظ شنوایی موجود باعث میشود فرد در برقراری ارتباطات روزمره با اطرافیان مستقل عمل کند. این ثبات عملکردی، یکی دیگر از جنبههای تفاوت تیپ های سندرم آشر محسوب میشود.
استفاده از سیستمهای کمکی FM و میکروفونهای بیسیم در کلاسهای درس به فهم بهتر درسها کمک میکند. از آنجا که رتینیت پیگمانتوزا در نوجوانی نمایان میشود، اتکای بینایی فرد به تدریج کمتر خواهد شد. در نتیجه، بهینهسازی کانال ورودی شنوایی پیش از پیشرفت اختلال دیداری رسالتی حیاتی برای تیم درمان است. تقویت حس شنوایی باعث میشود فرد در آینده اتکای بیشتری بر نشانههای صوتی محیطی داشته باشد. پایش منظم توسط متخصص گوش و حلق و بینی برای سلامت پرده گوش نیز ضروری است.
تیپ سوم نادرترین و در عین حال چالشبرانگیزترین فرم بالینی بیماری از حیث تشخیص زودهنگام به شمار میرود. نوزادان مبتلا به این گونه در ابتدای تولد اغلب شنوایی کاملاً نرمال یا بسیار نزدیک به طبیعی دارند. افت شنوایی در این افراد ماهیتی تدریجی، دیرهنگام و روندی بهشدت پیشرونده را طی میکند. شروع افت شنوایی معمولاً همزمان با اواخر دوران کودکی یا اوایل سالهای نوجوانی آغاز میگردد. همین ماهیت تاخیری از مشخصات اصلی در ارزیابی تفاوت تیپ های سندرم آشر است.
با افزایش سن، افت شنوایی از حالت ملایم به سمت افت متوسط، شدید و در نهایت عمیق میل میکند. عملکرد سیستم تعادلی گوش در نوع ۳ متغیر بوده و در نیمی از بیماران دچار اختلال میشود. کاهش تدریجی شنوایی به موازات افت بینایی، چالشهای روانی و ارتباطی فراوانی برای نوجوان ایجاد خواهد کرد. از آنجا که بیمار تجربه سالها شنوایی کامل را داشته، تطابق با این وضعیت نیازمند حمایت همهجانبه است. ارزیابی سالانه آستانههای شنوایی برای شناسایی سریع افت الزامی است.

تفاوتهای عملکردی در ساختار شنوایی ناشی از بروز نقص در ژنهای متفاوتی است که پروتئینهای گوش را کد میکنند. در تیپ ۱ ژنهایی نظیر MYO7A، CDH23 و PCDH15 مسئول تکامل دستهجات استریوسیلیای سلول مویی هستند. اختلال در این ژنها ساختار مکانیکی حسگرهای صوتی را در دوران جنینی از بین میبرد. اما در تیپ ۲ نقص در ژن USH2A رخ میدهد که پروتئین اشرین را تحت تاثیر میگذارد. به همین دلیل ژنتیک زیربنای اصلی تفاوت تیپ های سندرم آشر در کلینیک است.
در تیپ سوم، جهش در ژن CLRN1 سبب تولید پروتئین کلارین-۱ ناکارآمد در سیناپسهای شنوایی میگردد. این پروتئین در حفظ و نگهداری بلندمدت سلولهای مویی حلزون نقش دارد و فقدان آن تحلیل تدریجی را میآفریند. تفاوت در بیولوژی سلولی نشان میدهد چرا برخی نوزادان ناشنوا متولد شده و برخی در نوجوانی افت میکنند. آزمایشهای توالییابی نسل جدید (NGS) امروزه به راحتی نوع موتاسیون ژنتیکی را شناسایی و دستهبندی مینمایند. مشاوره ژنتیک پیش از بارداری برای خانوادههای دارای سابقه ناشنوایی ضرورت دارد.
شناسایی بهنگام نوع درگیری حسی، تعیینکننده سبک زندگی آینده بیمار و سرعت مداخلات توانبخشی گفتاری است. غربالگری شنوایی نوزادان در بیمارستان کلید اصلی تفکیک تیپ یک از سایر دستههای بالینی خواهد بود. کودکی که به موقع سمعک یا کاشت حلزون دریافت کند، تاخیر زبانی و گفتاری را جبران خواهد نمود. این کودکان بدون مداخله پزشکی ممکن است شانس بهرهمندی از آموزشهای عمومی را از دست بدهند. شناخت ماهیت و تفاوت تیپ های سندرم آشر ضامن انتخاب مناسبترین نقشه راه درمانی است.
مشارکت تیمی متشکل از ادیولوژیست، چشمپزشک، متخصص ژنتیک و گفتاردرمانگر مسیر بازتوانی را هموارتر میسازد. آموزش والدین درباره نحوه ارتباط کلامی، استفاده از نور مناسب محیط و تقویت حس لامسه بسیار اثربخش است. هرچه خانواده درک دقیقتری از الگوهای بالینی فرزند خود داشته باشند، تصمیمات منطقیتری برای او میگیرند. فناوریهای شنوایی دیجیتال امروزه توانستهاند استقلال فردی و اجتماعی را به این افراد بازگردانند. آینده درمانی این سندرم با گسترش ژندرمانی و سلولهای بنیادی بسیار روشن و امیدوارکننده به نظر میرسد.
سندرم آشر طیفی از اختلالات ژنتیکی است که شنوایی و بینایی انسان را همزمان به چالش میکشد. میزان آسیب شنوایی در تیپ ۱ به شکل ناشنوایی کامل مادرزادی و بدون تعادل فیزیولوژیک ظاهر میشود. تیپ ۲ با کمشنوایی پایدار متوسط تا شدید بدون آسیب تعادلی امکان تقویت با سمعک را فراهم میآورد. در نهایت، تیپ ۳ افت پیشروندهای دارد که از دوران نوجوانی فرد را نیازمند مداخله و پایش مداوم میسازد. آگاهی کامل از تفاوت تیپ های سندرم آشر افق روشنی برای مدیریت بالینی این عارضه ترسیم میکند.