تهران، اقدسیه، خیابان موحد دانش، نبش خیابان نیلوفر، ساختمان پزشکان صاحبقرانیه، طبقه 5، واحد 505

پشتیبانی: 021 2228 0646

چگونه کاهش شنوایی می تواند سایر حواس ما را تقویت کند ؟

چگونه کاهش شنوایی می تواند سایر حواس ما را تقویت کند ؟

هر چه حواس شنوایی، بینایی، لامسه، بویایی و چشایی رو به ضعف می روند، مغز انسان می کوشد کمبود ها را جبران کند. با یافتن مسیر های تازه، بیشترین استفاده را از روی ورودی های حسی موجود ببرد.

بیش از دو هزار سال پیش، ارسطو از بزرگ ترین فیلسوف های یونان پنج حس اصلی انسان ( بینایی، شنوایی، لامسه، چشایی و بویایی) را تعریف کرد. او بر این باور بود که این حواس در کنار یکدیگر عمل می کنند تا به ما در فهم جهان کمک کنند. این دیدگاه، برای قرن ها بر تفکر علمی و فرهنگی ما درباره ی تجربه ی انسانی تاثیر گذاشت؛ اما با افزایش تعداد افرادی که بدون یکی از این حواس زندگی می‌کنند، پرسش تازه‌ای در مرکز توجه قرار گرفته است: وقتی یکی از حواس ما از دست می‌رود، چه بر سر سایر حواس می‌آید؟

تقویت حس های دیگر کم شنوایی

در طول تاریخ، همواره بخشی از جمعیت با کاهش یا فقدان برخی حواس روبه‌رو بوده‌اند. اما امروزه به دلیل افزایش طول عمر و مواجهه‌ی مداوم با عواملی مانند آلودگی صوتی، آلاینده‌ها و بیماری‌های مرتبط با افت حسی، این موضوع نه تنها بیش از گذشته به چشم می‌آید، بلکه شیوع آن نیز افزایش یافته است. این وضعیت پژوهش‌های گسترده‌ای را برانگیخته است تا نحوه‌ی سازگاری انسان با تغییرات حسی را بهتر درک کنیم. امروزه بیش از ۱.۵ میلیارد نفر در سراسر جهان با کاهش شنوایی زندگی می‌کنند و پیش‌بینی می‌شود این رقم در دهه‌های آینده افزایش یابد. از این رو، درک نحوه واکنش مغز به تغییرات حسی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.

 

وقتی یک حس جای خود را به حس دیگر می‌دهد؛ از فلسفه تا علم

در قرن هجدهم، متفکران عصر روشنگری این ایده را مطرح کردند که از دست رفتن یک حس می‌تواند به تقویت حواس دیگر بینجامد؛ اندیشه‌ای که برای مدت‌ها صرفاً در حد یک فرضیه‌ی فلسفی باقی ماند. این نگاه تا قرن بعد ادامه یافت، تا آن‌که عصب‌شناس برجسته، شارل-ادوآر براون-سکوآر، این احتمال را مطرح کرد که مغز انسان در واکنش به فقدان حسی، واقعاً توانایی بازسازمان‌دهی خود را دارد.

 

پس از آن، هلن کلر با تجربه‌ی شخصی خود نشان داد که این موضوع صرفاً یک بحث نظری نیست. او که هم‌زمان نابینا و ناشنوا بود، با اتکا به حس لامسه توانست با جهان اطرافش ارتباط برقرار کند و یاد بگیرد. توانایی او در برقراری ارتباط از طریق دستانش نشان داد که مغز انسان می‌تواند در برابر فقدان یک حس، راه‌های تازه‌ای برای درک و ارتباط بیابد؛ توانایی‌ای که فراتر از گمانه‌زنی‌های فلسفی است.

 

هلن کلر (۱۸۸۰–۱۹۶۸) که هم‌زمان نابینا و ناشنوا بود، با استفاده از حس لامسه راهی تازه برای ارتباط با جهان اطرافش یافت.

آنچه زمانی صرفاً یک فرضیه نظری به شمار می‌رفت، امروز به‌طور گسترده به‌عنوان یک واقعیت علمی پذیرفته شده است. پیشرفت‌های علوم اعصاب نشان می‌دهد که مغز نه‌تنها اطلاعات حسی را پردازش می‌کند، بلکه از انعطاف‌پذیری چشمگیری نیز برخوردار است. این انعطاف‌پذیری به مغز امکان می‌دهد در برابر تجربه‌ها یا چالش‌های تازه، خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و حتی بازسازمان‌دهی کند.

هلن کلر

قشر حسی مغز (sensory cortex) بخشی از مغز است که اطلاعات دریافتی از پنج حس ما را پردازش می‌کند. این بخش به قسمت‌های کاملاً جدا تقسیم نشده که هرکدام فقط مسئول یک حس باشند. برعکس، بخش‌های مختلف قشر حسی همیشه با هم در ارتباط‌اند و اطلاعات را با هم رد و بدل می‌کنند. به همین دلیل، مغز می‌تواند اطلاعات حسی را ترکیب کند و به ما کمک می‌کند محیط اطرافمان را بهتر درک کنیم و واکنش مناسب‌تری نشان دهیم.

چگونه مغز در نبود شنوایی از دیگر حواس کمک میگیرد

قشر شنوایی مغز (auditory cortex) بخشی است که صداها را پردازش می‌کند. اما وقتی شنوایی از دست می‌رود، مغز به سادگی این بخش را خاموش نمی‌کند و آن را بلا استفاده نمی گذارد. در عوض، خود را بازتنظیم می‌کند و از طریق فرآیندی به نام «انعطاف‌پذیری عصبی بین‌حسی» اجازه می‌دهد سایر حواس، مانند بینایی و لامسه، جایگزین بخش هایی از قشر شنوایی شوند.

به عبارت دیگر، مغز منابع خود را دوباره سازمان‌دهی می‌کند تا بیشترین بهره را از اطلاعات حسی باقی‌مانده ببرد.

مطالعات تصویربرداری عملکردی (fMRI) نشان داده‌اند که در افراد ناشنوا، قشر شنوایی بازسازمان‌دهی می‌شود و به تقویت سایر حواس کمک می‌کند.

مغز در نبود شنوایی از دیگر حواس کمک میگیرد

در تصویر بالا، دو تصویر از فعالیت مغز یک فرد با کاهش شنوایی در پاسخ به یک محرک بصری–حرکتی دیده می‌شود.

در تصویر سمت چپ، فرد هنوز از سمعک استفاده نمی‌کند. به دلیل ضعف شنوایی، مغز بخشی از نواحی‌ای را که معمولاً برای پردازش صدا به کار می‌روند، به کمک پردازش اطلاعات دیداری آورده است. به زبان ساده، وقتی گوش خوب کار نمی‌کند، مغز اجازه نمی‌دهد بخش شنیداری بلااستفاده بماند و از آن برای بهتر دیدن استفاده می‌کند. به این تغییر کاربری نواحی مغز، «جذب بین‌حسی» گفته می‌شود.

در تصویر سمت راست، پس از شش ماه استفاده از سمعک، شنوایی فرد تا حدی بهبود یافته است. در نتیجه، مغز دیگر نیازی ندارد از نواحی شنیداری برای پردازش اطلاعات دیداری استفاده کند. به همین دلیل، الگوی فعالیت مغز به وضعیت طبیعی نزدیک‌تر شده و هر بخش بیشتر به وظیفه‌ی اصلی خود بازگشته است.

این تصاویر برگرفته از پژوهش‌های هانا گلیک و آنو شارما در دانشگاه کلرادو–بولدر هستند

لوب پس‌سری، که مسئول پردازش اطلاعات دیداری است، و قشر حسی–حرکتی، که در حس لامسه نقش دارد، در افراد با کاهش شنوایی می‌توانند فعالیت بیشتری نشان دهند. این افزایش فعالیت به آن‌ها کمک می‌کند حرکت‌ها را بهتر تشخیص دهند، لب‌خوانی را دقیق‌تر انجام دهند و حتی ارتعاشاتی را احساس کنند که پیش‌تر متوجه آن‌ها نمی‌شدند. هرچند از دست دادن شنوایی در ابتدا می‌تواند دلهره‌آور باشد، مغز به‌طور مداوم در تلاش است راه‌های تازه‌ای برای ارتباط و تعامل با جهان پیرامون پیدا کند.

بسته به نوع و شدت کاهش شنوایی، مغز می‌تواند بخشی از توان پردازشی خود را به سایر حواس منتقل کند. این توانایی احتمالاً ریشه در ساختار تکاملی مغز ما دارد. در طول تاریخ، حواس انسان به گونه‌ای تکامل یافته‌اند که بتوانند تهدیدهای احتمالی را به‌سرعت تشخیص دهند و در محیط‌های خطرناک واکنش نشان دهند.

هرچند امروزه دیگر با خطرات زندگی انسان‌های اولیه روبه‌رو نیستیم، مغز همچنان حفظ امنیت و بقا را در اولویت قرار می‌دهد. در شرایطی مانند کاهش شنوایی، نشنیدن صدای خودروهای در حال نزدیک شدن یا هشدارهای اضطراری می‌تواند خطرآفرین باشد. به همین دلیل، مغز با تقویت حواس دیگر تلاش می‌کند این کمبود را جبران کند؛ نه‌تنها برای محافظت از ما، بلکه برای این‌که بتوانیم تا حد امکان فعالیت‌های روزمره‌ی خود را مانند گذشته ادامه دهیم.

تقویت حواس باقی مانده

بینایی معمولاً نخستین حسی است که در صورت از دست رفتن شنوایی وارد عمل می‌شود. افراد ناشنوا یا کم‌شنوا به‌تدریج یاد می‌گیرند «با چشم‌های خود بشنوند» و با تکیه بر نشانه‌های بصری مانند زبان اشاره، حرکات بدن، لب‌خوانی و نشانه‌های محیطی، دنیای بدون صدا را تفسیر کنند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که افراد با کاهش شنوایی اغلب توانایی‌های بصری قوی‌تری دارند، به‌ویژه در دید محیطی یا جانبی. این توانایی به آن‌ها کمک می‌کند حرکت‌ها و تغییرات اطراف خود را سریع‌تر تشخیص دهند.

در یکی از این مطالعات مشخص شد افرادی که از کودکی ناشنوا هستند، هنگام انجام کارها توجه بیشتری به بخش جانبی میدان دید خود دارند. دلیل این موضوع آن است که مغز آن‌ها بخشی از منابع پردازشی قشر شنوایی را به قشر بینایی منتقل کرده است؛ تغییری که باعث می‌شود اطلاعات بصری را سریع‌تر و دقیق‌تر پردازش کنند.

با این حال، اگرچه بینایی نقش پیشرو را ایفا می‌کند، سایر حواس نیز فعال هستند و سهم خود را دارند. حس لامسه پس از کاهش شنوایی حساس‌تر می‌شود، به‌ویژه در افرادی که از زبان اشاره استفاده می‌کنند، زیرا مغز برای درک حرکات دست و دریافت ارتعاشات بیشتر روی آن تکیه می‌کند.

این حساسیت افزوده به ارتعاشات بسیار جالب است، چرا که به موسیقی‌دانان ناشنوا اجازه می‌دهد موسیقی را از طریق ارتعاشات بدن خود «حس» کنند.

به عنوان مثال لودویگ فان بتهوون با وجود اینکه در ۴۴ سالگی ناشنوا شد، همچنان به آهنگسازی ادامه داد. احتمالاً دلیل آن این بود که می‌توانست موسیقی را از طریق ارتعاشات بدن خود «حس» کند.

لودویگ فان بتهوون

تحقیقات نشان می‌دهند که افراد ناشنوا نسبت به حس لامسه پاسخگوتر هستند. مطالعه‌ای تازه دلیل این موضوع را آشکار کرده است: بخش پایین‌سینه‌ای مغز (inferior colliculus)، که پیش‌تر تصور می‌شد تنها صدا را پردازش می‌کند، نقش مهمی در تفسیر ارتعاشات با فرکانس بالا دارد که توسط پایانه‌های عصبی پوست دریافت می‌شوند. این یافته‌ها نشان می‌دهند که مغز به‌طور طبیعی حساسیت لامسه را پس از از دست دادن شنوایی افزایش می‌دهد و به افراد اجازه می‌دهد صدا و موسیقی را واقعاً از طریق نوک انگشتان خود بشنوند.

تحقیقات درباره‌ی تأثیر کاهش شنوایی بر حواس دیگری مانند بویایی و چشایی هنوز در مراحل ابتدایی است. با این حال، برخی مطالعات نشان می‌دهند که افراد با کاهش شنوایی ممکن است حس بویایی قوی‌تری داشته باشند.

برای مثال، یک مطالعه نشان داد افرادی که از بدو تولد دچار کاهش شنوایی حسی–عصبی هستند، در مقایسه با افراد دارای شنوایی طبیعی، حس بویایی بهتری دارند. این یافته‌ها ممکن است نشان دهد که مغز در پاسخ به کاهش شنوایی، حساسیت سایر حواس مانند بویایی را افزایش می‌دهد؛ احتمالاً به دلیل تمرکز و توجه بیشتر به این حس‌ها.

انعطاف پذیری شگفت انگیز مغز

برای روشن شدن موضوع، کاهش شنوایی درمان‌نشده یک مسئله‌ی جدی بهداشتی است. این مشکل نه تنها توانایی شما در برقراری ارتباط را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه با مشکلات جسمی و روانی مزمن، از زوال عقل تا افسردگی، مرتبط است.

بنابراین، اگر کاهش شنوایی دارید، حتماً با یک متخصص شنوایی مشورت کنید و گزینه‌های درمانی خود را بررسی نمایید. برای این منظور، می‌توانید به کلینیک سمعک اقدسیه، تحت نظر اودیولوژیست دکتر اکبر عزیزی مراجعه فرمایید.

با این حال، هنوز هم می‌توان از توانایی شگفت‌انگیز مغز در سازگاری با از دست دادن حواس شگفت‌زده شد. این سازگاری را می‌توان به‌عنوان گواهی قدرتمندی بر تاب‌آوری انسان در نظر گرفت.

گرچه کاهش شنوایی ممکن است حرکت و تعامل با جهان را محدود کند، اما همزمان فرصتی برای ظهور توانایی‌های دیگر فراهم می‌آورد. از نگاه مغز، وقتی حواس شنوایی، بینایی، لامسه، بویایی و چشایی تقویت می‌شوند، موضوع تنها جبران آنچه از دست رفته نیست؛ بلکه مربوط به خلق توانایی‌های جدید و متفاوت است.

پشتیبانی: 021 2228 0646
محصول به سبد خرید اضافه شد ✅